از اینکه اینچنین به بازی گرفته شده ام خسته ام و خشمگین ، فعلا پیگیر خبرها هستم و هیچ نمیدانم کدام حقیقت است و کدام شایعه ؟؟ تصویر کتک خوردن فرزندان ایران را میبینم و اشک میریزم و آه میکشم و ناله سر میدهم . آیا خدایی هست که ما را دریابد ؟ آیا توان تحمل این روزهای داغ و پراضطراب را داریم ؟؟ خسته ام و دلم کنج آرامی میخواهد برای گریستن .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:20 توسط پوپک
|
خسته ام ، تلخم و حس آدم بازنده رو دارم. اونهمه شور ، هیجان ، احساس ... خداااا؟؟؟؟ چرا سهم از این کره بزرگ این یه وجب خاکه ؟؟؟ ه وجب اونورتر .. چی میشد ؟؟ خسته ام ..
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:41 توسط پوپک
|
درباره
یه پوپک ، که میخواد از زندگیش و دلمشغولیهاش بنویسه . نه اهل سیاسته نه اهل ایسم نه اهل چیز دیگه . فقط اهل دله .